مکتب نقاشی اصفهان

مکتب اصفهان در زمان شاه‌عباس اول با نام رضا عباسى مترادف گرديد و بيشتر نگارگران از آن پيروى کردند.

در سال ۱۰۰۰ هـ.ق. شاه‌عباس پايتخت را از قزوين به اصفهان انتقال داد. در موزهٔ متروپوليتن در شاهنامه از دورهٔ شاه‌عباس موجود است که نگاره‌هاى زيادى دارند. بسيارى از خصوصيات کار رضا عباسى ميان آثار اين کتاب ديده مى‌شود.

رواج ديوارنگارى در کاخ‌ها و بناهاى خصوصى از ديگر جلوه‌هاى شکوفايى نقاشى سدهٔ يازدهم بود. نقاشى‌هاى ديوارى و کاشى‌هاى تصويرى غالباً به لحاظ موضوع و ترکيب‌بندى شباهت آشکارى با نگاره‌هاى آن زمان دارند.

نمونه‌هاى متنوعى از ديوارنگارى سده‌هاى يازدهم و دوازدهم را در کاخ چهل‌ستون اصفهان مى‌توان ديد. ديوارنگاره‌هاى اوليهٔ اين کاخ به زمان شاه‌عباس دوم تعلق دارند. (حدود ۱۰۵۷ هـ.ق.) و کاملاً ويژگى مکتب اصفهان را مى‌نمايانند.در ديوارنگارى‌هاى متأخر کاخ چهل‌ستون به‌روشنى تغيير سليقهٔ دربار انعکاس يافته است.

 

نگارگران مکتب اصفهان عبارتند از: آقارضا هروى (آقارضا، آقارضا جهانگيري)، آقارضا مصور کاشي، رضا عباسي، …

 

دو نسخه شاهنامه از اين مکتب باقى است، يکى به خط نستعليق به تاريخ ۱۰۵۳ هـ.ق. و داراى ۲۳ مجلس و نگاره‌ها بدون رقم است. دومى به خط نستعليق به‌تاريخ ۱۰۶۰ هـ.ق. و داراى ۱۲ مجلس و فاقد نام کاتب و رقم است.

در واقع در عرصهٔ نقاشى ربع آخر سدهٔ يازدهم دو گرايش وجود داشت. يکى معين مصور که سنت رضا عباسى را ادامه مى‌داد و ديگر نقاشانى چون محمد زمان که به طبيعت‌نگارى اروپايى جلب شده‌اند. شيوهٔ کار محمد زمان پس از او به‌وسيلهٔ نقاشان ديگر ادامه يافت و تا روى کار آمدن سبک محمود خان ملک‌الشعرا و ابوالحسن غفارى ملقب به صنيع‌الملک مورد پيروى نقاشان دربارى بود.

 

سبک محمد زمان توسط پسر او، محمدعلي، انسجام بيشترى يافت و تا پايان دورهٔ فرمانروايى صفويان صورت رسمى به‌خود گرفت. اما در جوّ ناآرام زمان نادرشاه نقاشى دربارى از تحول بازماند.