نگارگرى جديد

بخشى از برنامهٔ نوسازى فرهنگى به احياى هنرهاى سنتى و صنايع دستى اختصاص داشت. در اين رابطه حرکتى تازه در زمينهٔ نگارگرى آغاز شد. جنبش نگارگرى جديد با هادى تجويدى آغاز شد. او شاگردانى چون على کريمي، محمدعلى زاويه و ابوطالب مقيمى را پرورش داد. على درودى نيز شاگردانى چون نصرت‌الله يوسفى و عبدالله باقرى در رشتهٔ تذهيب تربيت کرد. از ديگر فعالان اين رشته حسين بهزاد، سوروگين، حاج مصورالملکى و ميرزا آقا امامى بودند و چندى بعد حسين اسلاميان، کلارا آبکار، حسين الطافى و على مطيع از راه رسيدند. از هنر‌آموختگان هنرستان اصفهان به سرپرستى عيسى بهادرى مى‌توان به نگارگرانى چون جوادرستم شيراز، محمد فرشچيان و هوشنگ خبرى‌زاده اشاره داشت. هنرستان هنرهاى زيبا نيز شعبه‌اى را به هنرهاى سنتى اختصاص داد که حسين طاهرزاده بهزاد سرپرستى آن را برعهده داشت. از نگارگران نسل بعدى مى‌توان به عباس سوسن‌آبادى و مجيد گرگان اشاره کرد. نگارگرى جديد ماهيتاً نگاه به گذشته داشت. محمدعلى رجبي، محمدباقر آقاميري، اردشير مجرد تاکستانى از نگارگران جديد اين سبک مى‌باشند.

نقاشى آکادميک

شيوهٔ آکادميک نقاشى دربار قاجار در عهد رضا شاه با کمى تغيير ادامه يافت و سبک رسمى اين دوره را شکل داد. هنر آموختگان مدرسهٔ صنايع مستظرفه و مدارس روسيه (در تبريز) فعاليت داشتند. حسين طاهرزاده، بهزاد، اسماعيل آشتياني، حسن‌على وزيري، رسام ارژنگي، ميرمصور ارژنگي، على‌اکبر ياسمي، على‌محمد حيدريان، حسين شيخ، ابوالحسن صديقى از جمله هنرمندان هنر رسمى عهد رضاشاه محسوب مى‌شوند. همچنين مى‌توان از محسن مقدم، رضا صميمي، فتح‌الله عبادي، رضا شهابي، على‌اصغر تپگر، جعفر تپگر و … نام برد. اين افراد از پيروان مکتب کمال‌الملک به‌شمار مى‌‌آيند. اينان راه هنر آکادميک سدهٔ نوزدهم اروپا را دنبال مى‌کردند. مکتب آنها بيش از هفتاد سال، هنر معاصر ايران را زير نفوذ داشت و هنوز هم نقش مهمى در هدايت فرهنگ و سليقهٔ هنرى عمومى ايفا مى‌کند.

نقاشى قهوه‌خانه

شيوهٔ قهوه‌خانه‌اى شيوه‌اى خاص در نقاشى است که از جمله هنرهاى بومي، مردمى و عامه است. زمينه‌ساز اين سنت ديرينه، قصه‌خوانى و مرثيه‌سرايى و تعزيه‌خوانى است که قدمت آن به قبل از پيداش قهوه‌خانه مى‌رسد و به احتمال زياد در زمان شاه ‌طهماسب در شهر قزوين به‌وجود آمد و بعد در دورهٔ شاه‌عباس اول در شهر اصفهان توسعه يافت.

نقاشى قهوه‌خانه نوعى نقاشى ذهنى با برداشت از داستان‌هاى حماسى و ملى ايرانى و داستان‌هاى مذهبى و وقايع تاريخى به‌خصوص روز عاشورا در صحراى کربلا است.

 

پيش‌کسوتان نقاشى قهوه‌خانه‌اى حسين قوللر آغاسى و محمود مدبر ذکر شده‌اند. سپس شاگردان آنها، فتح‌الله قوللر آغاسي، عباس بلوکى‌فر، حسن اسماعيل‌زاده، حسين همداني، محمد حميدى و شاگردان آنها اين کار را ادامه دادند.

 

نقاشى قهوه‌خانه، نوعى نقاشى روايى است و بارزترين جلوه‌هاى آن در عصر پهلوى نمايان مى‌باشد.

 

داستان‌هاى شاهنامه فردوسي، خمسه نظامي، وقايع کربلا، قصص قرآن و حکايت‌هاى عاميانه موضوع‌هاى اصلى اين نقاشى‌ها هستند. نقاش، اين موضوع‌ها را طبق شرحى که از زبان نقال، تعزيه‌خوان، مداح و روضه‌خوان مى‌شنيد، و همان‌گونه که در ذهن مردم کوچه و بازار وجود داشت، به تصوير مى‌کشيد.

 

امروزه اين نوع نقاشى مردمى به‌دليل از دست دادن کارکرد اوليه‌ خود، کاملاً از رونق افتاده است.

نقاشى نوگرا

پس از گذشت حدود هفتاد سال از آغاز جنبش هنرى مدرنيسم در غرب، آوازهٔ آن به ايران رسيد. گسترش دامنهٔ جنگ دوم جهانى به ايران، رفتن رضاشاه و برقرارى آزادى‌هاى اجتماعى فرصتى براى ظهور نوجويى در هنر به‌وجود آورد. اين امر در ابتدا عمدتاً آثارى اقتباسى از الگوهاى غربى پديد آورد و اين نتيجهٔ اشتياق هنرمند ايرانى بود. در آغاز هنرکدهٔ هنرهاى زيبا مرکزى براى اين نوگرايى بود و بعد با بازگشت چند فارغ‌التحصيل دانشکدهٔ هنرهاى زيبا از سفر اروپا و هنرآموزى در آن سرزمين‌ها، الگوهاى تازه‌اى در دسترس قرار گرفت. چند سال بعد نخستين مراکز هنر نو مانند انجمن خروس جنگى و نگارخانهٔ آپادانا به‌وجود آمدند.

انجمن خروس جنگى توسط هنرمندان و شاعران نوپرداز به رهبرى جلال ضياءپور، منوچهر شيباني، ح غريب و حسن شيروانى در ۱۳۲۸ هـ.ش. شکل گرفت. سهراب سپهرى و بهمن محصص نيز از همکاران مجله‌اى به همين نام بودند

 

نگارخانهٔ آپادانا نخستين نگارخانه در تهران بود که به همت حسين کاظمي، محمود جوادى‌پور و هوشنگ آجودانى برپا شد (۱۳۲۸ هـ.ش.) و آثار نقاشانى چون جليل ضياءپور، هوشنگ پزشک‌نيا، احمد اسفندياري، مهدى ويشکايي، عبدالله عامرى و جواد حميدى را معرفى نمود

از اين زمان برخورد ميان گرايش‌هاى نو و کهنه در فضاى هنرى معاصر در گرفت، که به پيروزى نوگرايان انجاميد.

 

نخستين بى‌نيال تهران در ۱۳۳۷ هـ.ش. نمايشگاهى از آثار نوپردازان بود. از اين پس نقاشى نوگرا رود رو به رشدى را آغاز کرد که تا به امروز راهى پرنشيب و فراز را پشت‌سر گذاشته است.

 

از جمله نقاشان نوگرا همچنين مى‌توان به مارکوگريگوريان، ناصر اويسي، هاينبال الخاص، ابوالقاسم سعيدي، پرويز تناولي، محسن وزيرى‌مقدم، منصور حسيني، حسين زنده‌رودي، منصور قندريز، فرامرز پيلارام، صادق تبريزي، مسعود عربشاهي، غلامحسين نامي، محمد احصايي، مهدى حسيني، پروانه اعتمادى و … اشاره کرد.

نقاشى نوگرا فاصله بسيارى از تقليد طبيعت دارد و هنرمند گاه به انتزاع مطلق مى‌رسد.

در سال‌هاى اخير، استعدادهاى نومايهٔ بسيارى پا به عرصه گذارده‌اند، که شناخت وسيع‌ترى از سنت و مدرنيسم دارند و در جستجوى درک و بيان موقعيت خويش در جهان معاصر گام بر مى‌دارند