Mon. Nov 11th, 2019

مارمولک سیاه

ارمولک سیاه سومین اثر ادو گاوا رانپو است که با ترجمه بسیار خوب محمود گودرزی در ایران منتشر می شود.

نشر چترنگ، قبلا با انتشار دو کتاب – شکار و تاریکی و اتاق قرمز – این نویسنده رمان های پلیسی را به ایرانیان معرفی کرد.

مارمولک سیاه هم مانند دو کتاب قبلی از فرانسوی به فارسی ترجمه شده است.

کتاب مارمولک سیاه

داستان این کتاب در مورد تقابل میدوریکاوا ملقب به مارمولک سیاه و کارآگاه آکچی کوگورو است.

داستان کتاب از مهمانی شب کریسمس شروع می شود. شبی که جونچان به خاطر قتلی که مرتکب شده است به مارمولک سیاه پناه می آورد و از او درخواست کمک می کند. مارمولک سیاه به او کمک می کند اما در جبران این لطف از جونچان می خواهد که برده او باشد و در نقشه آدم ربایی که کشیده است به او کمک کند.

قسمت هایی از متن کتاب مارمولک سیاه

مارمولکِ سیاهی روی بازوی چپِ زن جوان و زیبا، کش و قوس می آمد. به نظر می رسید که دارد می خزد و بادکش های پاهایش هماهنگ با حرکتِ عضلات جلو می رود. گویی که بخواهد از بازو به سمت شانه و بعد گردن حرکت کند و بالاخره به آن لب های خیس و قرمز برسد. اما سر جایش می ماند و هرگز پیش نمی رفت. شباهتِ این خالکوبی با مارمولک واقعی چشمگیر بود.

در آن لحظه در مکانی بودند شبیه راهرو دراز و پیچ در پیچی که از کف تا سقف بتنی بود. لوسترهای کریستالی زیبایی از سقف آویزان بود. ویترین هایی روشن در امتداد دیوارها در این سو و آن سوی راهرو قرار داشت. داخل آن ها جواهراتی به شکل های مختلف زیر برق لوسترها مثل ستاره های بی شماری می درخشید. سانائه مقابل این همه زیبایی و شکوه، آهی ستایش آمیز کشید.

بی اختیار روی تخت بلند شده بود و با سگرمه های درهم، به اقداماتی که لازم بود انجام دهد می اندیشید. در به شدت باز شد و سه مرد آمدند داخل. یکی از آن ها شروع کرد به تندتند حرف زدن: «خانم، زود باشید بیایید. اتفاق عجیبی افتاده….»

Hits: 95

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *