هخامنشیان

نقشه امپراتوری هخامنشی



هخامنشیان در ابتدا شاه بومی پارس و انشان بودند. كورش دوم هخامنشی معروف به كورش كبیر در نبردی بر دولت ماد پیروز شد. سپس در سال 547 پیش از میلاد لیدی را فتح کرد و سغد، باکتریا و قسمتهایی از هند را گرفت و در سال 539 پیش از میلاد بابل را فتح کرد و با این فتوحات موفق، امپراتوری قدرتمند هخامنشی را تاسیس نمود. در واقع این امپراتوری تداوم زندگی دولت ماد بود، زیرا هخامنشیان و مادها از یك خانواده و فرهنگ بودند. آنها دویست و بیست سال بر بخش بزرگی از دنیای آن زمان حكمرانی كردند كه از رود سند تا دانوب و از آسیای میانه تا آفریقا گسترده بود. سرانجام با شكستی كه از اسكندر مقدونی خوردند امپراتوری آنها متلاشی شد . وی پاسارگاد را به عنوان پایتخت خود در محلی که بر آستیاگ غلبه کرده بود ساخت. کورش درسرزمین ماساگتها در شرق قلمرو خود در سال 530 پیش از میلاد کشته شد. زندگی او در هاله ای از ابهام قرار دارد.

معماری هخامنشی

بارزترین هنر هخامنشی همانا معماری آن است .كاخها و آرامگاههای هخامنشی پس از گذشت بیست و پنج قرن همچنان استوار و زیبا هستند.پاسارگاد،هگمتانه،شوش،تخت جمشید،بابل وگورهای شاهی نمونه هایی ازمعماری هخامنشی هستند. ستونهای بلند سنگی استوار حجاریهای زیبا با نقوشی حاكی از دوستی- بدون خونریزی مانند گذشتگان آنها-وساختمانهای بلند آثاری از هنر معماری هخامنشی هستند .آنان بر تمامی همسایگان و كشورهای زیر سلطه خود تاثیر گذاشتند و نمی توان هنر معماری دوران باستان را بدون در نظر گرفتن هنر هخامنشی بررسی كرد. به سبب گستردگی كشور هخامنشیان هنرمندان برتر نیمی از جهان باستان در خدمت آنان بودند و آنان با مدیریت درست بر آنها توانسته اند از خود یادگارهایی به جای گذارند كه هنوز جزو شاهكارهای معماری به شمار می آیند

کمبوجیه پسر کورش جانشین او شد و در سال 525 پیش از میلاد مصر را فتح كرد. سه سال بعد وقتی که او در مصر بود گئومات خود را شاه نامید و کمبوجیه برای باز پس گیری حکومت رو به پارس نهاد ولی در راه بازگشت کشته شد، زیرا درحین سوار شدن بر اسب خنجرش وارد تنش شده بود.
جمعی از بزرگان پارسی به رهبری داریوش، به گئومات شاه دروغین حمله کردند و او را کشتند. در نتیجه داریوش شاه شد. او پسر یا برادر کورش نبود و از تیره دیگری از هخامنشیان بود. پس از آن خیلی از استانهای تابعه شورش کردند که مهمترین آنها ماد و بابل بودند. داریوش همه را دوباره مطیع خود کرد و پس از 19 جنگ، آرامش به امپراتوری هخامنشیان بازگشت. داریوش در دیواره بیستون محلی بر سر جاده باستانی ماد به بابل، دست آوردهای خود را بر دیواره سنگی حک کرد. داریوش با درایت و قدرت به سلسله هخامنشی روح تازه ای می دهد. او ساتراپی ها را برپا کرد، شروع به ساخت کاخ های شوش و تخت جمشید کرد،

شاهنشاهی را از مقدونیه تا پاکستان و از دریای خزر تا شمال لیبی گسترش داد و قبل از مرگ خود خشیارشا پسرش را به شاهی برگزید.
در زمان خشیارشا گسترش قلمروی حکومت پایان یافت، قندهار و تاکسیلا هم مستقل شدند. او درسال 480 پیش از میلاد نیز از آتنی ها شکست خورد. بعد از او اردشیر اول به شاهی رسید و بعد از اردشیر، داریوش دوم شاه شد. تا این زمان امپراتوری هخامنشیان قدرت بلا منازع روی زمین بود وتاثیر مستقیمی بر روی همسایگان خود داشت.
پس از مرگ داریوش دوم، اردشیر دوم و کورش صغیر با هم نبرد کردند. کورش صغیر که از مزدوران یونانی کمک گرفته بود شکست خورد و کشته شد و اردشیر دوم بر تخت نشست. در این زمان مصر نیز مستقل شد. پس از او اردشیر سوم به شاهی رسید ولی خیلی زود در دربار کشته شد و بالاخره داریوش سوم به شاهی رسید. در این زمان چند ساتراپی مستقل شدند ولی داریوش سوم دوباره آنها را مطیع کرد.
در زمان داریوش سوم، اسکندر پادشاه کشور مقدونیه به آسیای صغیر حمله کرد و سوریه را گرفت. داریوش سوم که به جنگ او رفته بود در سال 333 پیش از میلاد در محلی به نام ایسوس از اسکندر شکست خورد. سپاه ایران دوباره نوسازی شد ولی دو سال بعد در گوگمل شکست نهایی را از مهاجمین خورد. داریوش سوم در سال 330 پیش از میلاد کشته شد و سلسله هخامنشی منقرض شد.
اسکندر که خود را شاه هخامنشی نامیده بود، تخت جمشید و دیگر مناطق قدرت هخامنشی را غارت کرد و برای آنکه روح هخامنشی را نیز از بین ببرد تخت جمشید را به آتش کشید.

شاهان هخامنشی

کورش کبیر

کورش موسس سلسله هخامنشیان است. او نوه دختری آستیاک (ایشتویگو) آخرین پادشاه ماد بود. در ابتدا كورش توانست بر دولت ماد غلبه كند و شاهنشاهی ماد را از پدر بزرگ خود بگیرد.
پس از این دولتهای لیدیه ، بابل و مصر تصمیم گرفتند بر ضد او متحد شوند. كورش قبل ازاینكه آنها كاری صورت دهند به آنها حمله كرد. ابتدا با كرزیس شاه لیدیه نبرد كرد و شهر سارد پایتخت لیدیه را فتح كرد و در سال 546 پیش از میلاد به تمامی ثروت لیدیه دست یافت. سپس مدتی به استحكام قدرت خود در نواحی شرقی فلات ایران پرداخت تا مورد تهاجم سكاها قرار نگیرد.
کورش در سال 538 پیش از میلاد به بین النهرین حمله كرد و بابل را فتح كرد و به این ترتیب دولتهای آشور سوریه و فلسطین نیز زیر فرمان او آمدند. او اسیران یهودی که اسیر بابلیان بودند را آزاد کرد. سرانجام در سال 529 پیش از میلاد در شرق فلات ایران احتمالا در سرزمینی بین دریای خزر و دریای آرال در جنگی كشته شد.

شاهان هخامنشی

مقبره كورش در پاسارگاد و ورودی مقبره

كمبوجیه

كمبوجیه پسر كورش بود و كار نیمه تمام پدر یعنی حمله به مصر را انجام داد و بدین ترتیب مصر و شمال آفریقا در سال 525 پیش از میلاد توسط هخامنشیان فتح شد .
كمبوجیه در سال 521 پیش از میلاد در گذشت. او با دو خواهر خود آتوسا و روشنك عروسی كرد. كمبوجیه پیش از حمله به مصر برادر خود بردیا را كشت و هنگامی كه او برای جنگ به مصر رفته بود، شخصی به نام گئومات خود را بردیا نامید و ادعای شاهی كرد. كمبوجیه مجبور به بازگشت به ایران شد ولی در بین راه ظاهرا بر اثر یك حادثه اسب سواری جان سپرد.
پیش از هخامنشیان در سلسه طولانی مدت ایلامیان، به ندرت به کشتار فامیلی در خانواده های شاهی بر می خوریم. کمبوجیه با برادرکشی خود، راه را برای دیگر شاهان هموار کرد. پس از او در همه دوره های تاریخی ایران، شکنجه و کشتار خانواده شاهی توسط شاه مرسوم بود.

گئوماته

گئومات یا گئوماتا (به پارسی باستان: 𐎥𐎢𐎶𐎠𐎫، به انگلیسی: Gaumata magus)، نام مغی بود که به نوشته کتیبه بیستون وانمود کرد که پسر کوروش بزرگ، بردیا (اسمردیس) است و تخت پادشاهی را از آن خود کرد. هیچ رویدادی به اندازه تحول جانشینی داریوش اول بر کمبوجیه دوم، به‌طور مفصل در تاریخ مکتوب هخامنشیان نیامده و در موردش بحث نشده‌است.

گئومات (در کتیبه بیستون: گَ اوُ م آ تَ. – ga.u.m. ā.ta) نام مغی است که خود را بردیا گفت و ادعای سلطنت کرد.

در سال ۵۲۱ پیش از میلاد کمبوجیه در راه بازگشت از مصر می‌میرد. گئومات مغ (بردیای دروغین) با فریبکاری و زورستانی با طرح معرفی خود با نام بردیا فرزند کوروش بزرگ تخت پادشاهی را مالک می‌شود. بعد از آن داریوش یکم از خویشاوندان کوروش با یاری جمعی از نجیب‌زادگان پارسی، گئومات را کشت و به پادشاهی رسید.

گئومات زیر پای داریوش بزرگ، سنگ‌نبشته بیستون

داریوش اول

سلطنت داریوش از 521 پیش از میلاد تا 486 پیش از میلاد ادامه یافت. او فرزند گشتاسپ فرزند ارشام فرزند آریا رمنه بود. آریا رمنه نیز با فاصله پنج نسل به هخامنش می رسد.
داریوش یكی از سرداران كمبوجیه بود. پس از اینكه بردیای دروغین به شاهی رسید، داریوش به همراه شش نفر از بزرگان پارسی تصمیم به بر كناری بردیای دروغین گرفتند. پس از هفت ماه پادشاهی بردیای دروغین، داریوش و همراهانش بر او غلبه كردند و او را كشتند و این جمعیت 7 نفره داریوش را به شاهی برگزید.
در این زمان او به مدت یك سال به جنگهای داخلی درون سرزمینی كه كورش فتح كرده بود پرداخت و حکومتی را كه كورش پدید آورده بود، استحكام بخشید. او بر همه شورشهای محلی درون سرزمین نوپای هخامنشی غلبه کرد.
پس از آن به جنگهای خارج سرزمین خود پرداخت. ابتدا با سكاها جنگید. آنها مرتب از سپاه داریوش فرار می كردند و سپاه هخامنشی را به دنبال خود می كشاندند. تا اینكه داریوش از ترس قحطی و به خاطر بی نتیجگی جنگ به ایران بازگشت. هر چند داریوش بر آنها پیروز نشد ولی برای همیشه آنها را از حمله به مرز های ایران منصرف كرد. داریوش هند را فتح كرد، از سند گذشت و به ثروت هندوها دست یافت. او جنگهای ناموفقی هم با جزایر یونانی داشت.
داریوش اول مردی با تدبیر، قدرتمند و با هوش بود و به دولت هخامنشی شكلی داد كه تا انتهای عمر این امپراتوری باقی ماند. او هخامنشیان را نزد مردم جهان باستان بسیار قدرتمند نشان داد .

خشیارشا



او پسر داریوش بود.در ابتدای دوران حكومت خود شورش مصر و بابل را فرو نشاند. او در سال 480پ م به یونان حمله كرد و آتن را تصرف كرد ولی در اواخر جنگ مجبور به بازگشت به ایران شد و سپاه خود را به یكی از سردارانش سپرد. سرانجام جنگ به نفع یونانیان به پایان رسید ، یعنی سپاه ایران نتوانست آنها را زیر سلطه در آورد.خشیارشا بیست سال حكومت كرد و در سال چهار صد و شصت وپنج كشته شد.او در تخت جمشید به تقلید از پدر كاخهایی بنا كرد و كارهای ساختمانی داریوش را ادامه داد.این شاه هخامنشی در آثار مكتوب تاریخی غربی چهره خوبی ندارد و او را شیطان صفت تصویر كرده اند. البته با توجه به سابقه دروغ پردازی تاریخ نویسان یونانی می توان این تصویر سازی را ناشی از حمله خشیارشا به یونان و فتح آتن دانست

اردشیر یكم

ارتبان یكی از درباریان هخامنشی پس از كشتن خشیارشا در سال 464 پیش از میلاد پسر 18 ساله خشیارشا را با نام ارسس به شاهی نشاند. این شاه خود را اردشیر اول نامید.
از آنجا كه او جوان و بی تجربه بود، خود ارتبان كارهای حكومتی را به عهده گرفت. اردشیر اول دومین پسر از سه پسر قانونی خشیارشا از ملكه امستریس دختر هوتن بود. پس از اینكه اردشیر اول بر تخت حكومت نشست، همه كسانی را كه در قتل خشیارشا دست داشتند از جمله ارتبان را از دم تیغ گذراند.
در زمان او مصر به رهبری ایناروس شورش كرد و اردشیر بر او پیروز شد. جانشین ایناروس به نام بغبوخش به سوریه رفت و در آنجا سر به شورش زد ولی از آنجا كه خواهرش همسر خشیارشا بود سرانجام آنها به نبرد ختم نشد و بغبوخش به دربار آمد و معذرت خواهی كرد.
پس از مدتی اردشیر اول به بهانه این كه در گذشته بغبوخش شیری را كه قرار بود خشیارشا شكار كند، كشته بود، او را به دریای سرخ تبعید كرد.
اردشیر با یونان نیز درگیر بود و سر انجام با آنها پیمان صلحی عقد کرد. اردشیر با یهودیان رابطه خوبی داشت. عزرای كاتب در زمان او می زیسته است. اردشیر اول در سال 424 پیش از میلاد به همراه همسرش داماسپیا در بابل درگذشت. او را به نقش رستم آوردند و در آرامگاهی كه برای خود ساخته بود دفن كردند.

داریوش دوم

اردشیر اول از یك همسر بابلی خود پسری به نام اخوس داشت كه پس از مرگ اردشیر اول در روز 7 دسامبر 424 پیش از میلاد به نام داریوش دوم بر تخت شاهی نشست.
او در سلطنت 19 ساله خود هرگز از چنگال توطئه های درباری رهایی نیافت. پریساتیس همسر او، ارتوكسرس ساتراپ ارمنستان و ارتیبرزنس وآتوئس دو بلند پایه دیگر دربار بر داریوش دوم تسلط داشتند. پریساتیس قبل از شاهی داریوش دوم یك پسر و پس از آن سه پسر دیگر به دنیا آورد.

اردشیر دوم

اردشیر دوم در ابتدای سلطنت، با شورش برادرش كورش صغیر مواجه شد و توانست او را شكست دهد و در سال 401 پیش از میلاد به قتل رساند. او تا سال 358 پیش از میلاد شاه امپراتوری هخامنشی بود. اردشیر دوم برای فتح مجدد مصر به آنجا لشگر كشی كرد ولی موفق نبود .اردشیر به سرزمین كادوسیان كه در گیلان امروزی زندگی می كردند نیز حمله كرد ولی بدون اینكه بتواند آنها را سركوب نماید بالاخره مجبور شد با آنها پیمانی امضا كند و این لشگرکشی برای او افتخاری نداشت. ظاهرا او 360 همسر و 116 پسر داشت. به نوشته پلوتارخ پسر بزرگ او به نام داریوش در 15 سالگی ولیعهد او شد.

اردشیر سوم

اردشیر سوم پدر خود را كشت و به جای او به شاهی رسید. در ابتدا برادران و خواهران خود و همه كسانی را كه می توانستند ادعای شاهی كنند را از سر راه برداشت و آنها را كشت. سپس با كادوسیان جنگید و آنها را شكست داد. آرته باذ یكی از ساتراپهای او شورش كرد و در جنگی با شاه كشته شد.
او در سال 351 پیش از میلاد شورشهای فینقیه و قبرس را سركوب كرد. در سال 344 پیش از میلاد مصر را فتح کرد. پس از این جنگها وضع ساتراپی ها را سامان داد و به امور داخل مرزهای كشورش پرداخت. او شاهی قدرتمند بود.

داریوش سوم


داریوش سوم آخرین شاه از سلسله هخامشنشی بود. او نوه داریوش دوم، فرماندار ارمنستان بود. ظاهرا باگواس وزیر اردشیر او را به شاهی رساند تا خود بتواند امور را در دست گیرد، زیرا او را فردی ضعیف شناخته بود. ولی داریوش او را از سر راه بر داشت.
در این زمان اسكندر مقدونی به ایران حمله كرد و داریوش سوم پس از چند جنگ ناموفق از او شكست خورد و شاهنشاهی هخامنشی به دست سپاه مقدونی افتاد. داریوش سوم فرار كرد و در حوالی سمنان و دامغان در سال 330 پیش از میلاد كشته شد .

داریوش سوم - طرح معروف به موزاییک اسکندر - موزه ناپل

سیستم اداری هخامنشی

نظام حکومتی هخامنشی از دوره داریوش اول به بعد منظم شد. در این دوره سرزمینهای هخامنشی به ساتراپی ها تقسیم شدند و هر ساتراپی (استان) یک ساتراپ داشت (استاندار) که مسئولیت اداره آن محل بر عهده او بود و او مرتبا با شاه در تماس بود. یکی از اهداف ساخت راه های شاهی در این دوره، تسهیل ارتباط با ساتراپها بود. در هر ساتراپی امور نظامی توسط یک فرمانده نظامی کنترل می شد و ساتراپ فقط کارهای اداری و حکومتی را انجام می داد. مامورانی به نام چشم و گوش شاه مسئول اطلاع رسانی وضعیت ساتراپی ها به پایتخت بودند. آنها کلیه امور را مشاهده و کنترل می کردند. به این ترتیب همیشه پیکهایی بین پایتخت و ساتراپی ها در حرکت بودند.
یک کارمند در سفر همیشه گذرنامه مهمور به همراه داشت که در آن آمده بود که دارنده این گذرنامه از سوی چه کسی ماموریت دارد و چه مسیری را طی می کند و چه میزان مواد غذایی برای مصرف شخصی خود احتیاج دارد. این هزینه ها ثبت می شد ودر مرکز حسابرسی یک نفر نویسنده ایلامی با گل تازه آماده انجام وظیفه بود. کارمند مسئول با مهر خود نوشته را تائید می کرد و دریافت کننده نیز با مهر خود نوشته را تائید می کرد. علاوه بر این الواح، او باید دو لوح دیگر را نیز مهر می کرد، زیرا یک سند در بخش محلی می ماند وسند دیگر برای بایگانی در مرکز بخش وسومی مستقیما به تخت جمشید فرستاده و درآنجا کنترل وسپس بایگانی می شد. بنابر این هر عضو سازمان اداری همیشه باید مهر خود را به همراه می داشت. چنین قانونی در مورد نزدکترین افراد به پادشاه حتی زنان داریوش نیز صادق بود و تمام موادی که دریافت می کردند همین پروسه ای که گفته شد را طی می کرد.
هر دو ماه یک بار گزارشی از عملکرد همه حوزه ها تهیه می کردند واین کار روند کار کنترل مرکزی در تخت جمشید را آسان تر می کرد. رشته های دیوان اداری در تخت جمشید به دستهای رئیس تشریفات و قائم مقام وی ختم می شد. مسئول اداره خزانه شاهی، خزانه دار دربار بود که زیر نظر این دو نفر قرار داشت. در مرتبه بعد کاخ دار بود که کار اصلی او عزل و نصب و ترتیب دادن جیره کارگردان بود. از مقامهای دیگر در نظام دیوانی، نمایندگان محلی بودند که طی سفر شاه به هر جا مسئول ترتیب خوراک وآسایش او وهمراهانش بودند.

حقوق کارکنان

مطابق لوح های گلی کشف شده از تخت جمشید، سازندگان بناها حقوق دریافت می کردند. پس از ترجمه لوح های بدست آمده حقایقی فاش شد که دور از انتظار تاریخ دانان بود. مثلا مهد کودک برای نگه داری بچه های کارگران، تقسیم کار بین افراد بر حسب توانایی آنها، حقوق مشخص برای هر کار، مدیریت و تشکیل تیمهای کاری منظم، حقوق بیکاری برای کسانی که از کار افتاده بودند، مرخصی زایمان برای خانمها و دیگر مواردی که نشان دهنده روابط انسانی در آن زمان بودند .
مزد کارگران عمدتاً بصورت جنسی پرداخت می شد. پایه اصلی محاسبه دستمزد جو و حداقل مزد یک مرد، 30 لیتر جو در ماه بود. اسناد نشان می‌دهد که مرد و زن برای انجام کارهایِ یکسان، مزدی برابر می‌گرفتند.
به جز این 30 لیتر جو در ماه، کارگران به مناسبت‌های گوناگون اضافه درآمد داشتند. هر دو ماه یک ‌بار، یک لیتر جو و نیم لیتر شراب یا آب جو برای هر نفر و یک بز یا گوسفند برای هر 30 نفر در ماه داده می شد. به این مقدار، باید دستمزد ویژه ای که دیوان اداری به نام کمک شاهانه ( یک لیتر آرد جو یا یک لیتر جوانه خشک جو در هر سه ماه و شراب ترش) به کارگران می داد را افزود. در میان کمک‌های شاهانه گاهی به میوه هم برمی ‌خوریم. برای نمونه شماری از کارگران، ماهانه یک لیتر انجیر و برخی یک سوم لیتر گردو گرفته‌اند.
علاوه بر این اضافه پرداخت ها، پرداختی وجود داشت که به آن پیش کشی می گفتند. مثلاً زائوها 5 ماه تمام حقوق ویژه‌ای می‌گرفتند. برای نوزاد پسر، ماهانه یک کوزه 10 لیتری شراب یا آب جو، 20 لیتر جو، گندمیا آرد و برای نوزاد دختر، نصف این مقدار پرداخت می شد. کارگران همچنین برای انجام کارهای سخت، با حساب ضریب سختی کار، اضافه دستمزد دریافت می‌کردند. این پرداخت‌ها و اضافه‌ پرداخت‌ها، فقط شامل کارگران و خدمتکاران ساده ـ بدون مهارت ـ می شد و اگر کسی می توان ست مهارت خود را در کار بالا برد، میزان حقوق بیشتری دریافت می‌کرد. مثلاً در یک لوح، کارگری 40 لیتر جویِ ماهانه (به جای 30 لیتر) دریافت کرده است.
بالاترین حقوق‌ را بانوان مدیر و سرپرست دریافت می‌کردند، 50 لیتر جو در ماه و 30 لیتر شراب و یک سوم یک بز یا گوسفند. در الواح تخت جمشید مربوط به زمان حکومت خشیارشا و حکومت اردشیر اول، از پرداخت نقره به کارگران (به جایِ پرداخت حقوق جنسی) سخن آمده است. پرداخت نقدی مورد استقبال کارگران قرار گرفت، چون می توانستند کالای مورد علاقه خود را خریداری نمایند. هر خانواده ای برای خود باغچه و زمینی داشت و محتمل است که بذر مورد نیاز برای کاشت را نیز از حکومت دریافت می کردند. برای نمونه، در یکی از لوح ها، قید شده که گروهی کارگر، 90 لیتر بذر جو گرفته اند. اشارات زیادی در دست است که کارگران، خود نیز صاحب احشام بوده اند. در صورت کافی نبودن مرتع برای تغذیه بز، گوسفند و ماکیان، از طرف دستگاه اداری به کارکنان جیره علوفه داده می شد. به این ترتیب پرورش حیوانات در چارچوبی معین، بخشی از مخارج کارگران را تأمین می کرد.
همچنین در برخی نقاط، به کارگران ناهار می دادند. مثلاً در خزانه، آشپزهایِ زن برای نهار کارگران، غذایِ عمومی می پختند. بنابراین غذای روزانه را هم باید به میزان حقوق افزود. در کارگاه های شاهی خزانه، به جز لباس های مجلل، لباسهای کاملا معمولی نیز دوخته می شد که احتمالا مورد مصرف کارگران و کارکنان بود.

هنر هخامنشی

هنر ایران در عصر هخامنشی به پیشرفت قابل ملاحظه ای نایل آمده زیرا ایرانیان جلوه های مختلف هنری قدیم مناطق تحت سلطه خود را جذب كرده و از آنها تركیبی خاص با خصوصیات اصیل ایرانی ساختند. سهم هخامنشیان دراین دوره تركیب، ظرافت بخشیدن، تناسب دادن و عظمت بخشیدن به شاخه های مختلف هنری بود، به گونه ای كه آن هنر را به اوج عظمت و شكوه خود رساند. به سبب گستردگی كشور هخامنشیان، هنرمندان برتر نیمی از جهان باستان در خدمت آنان بودند و آنان با مدیریت درست توانستند از خود یادگارهایی به سبک هخامنشی به جای گذارند. از جلوه های هنری این دوره رواج كنده كاری، حجاری، پیكر تراشی، فلزكاری، كاشی سازی و قالی بافی است. آثار برجا مانده عمق پیشرفت هنرمندان ایرانی را در رشته های هنری به تصویر می كشند.
نقش برجسته های تخت جمشید نیز در زمره گنجینه هنر هخامنشی به شمار می روند كه هر یك مجموعه ای از تصاویر غنی و نقوش دوران هخامنشی را به نمایش می گذارند و علاوه بر آن گویای بسیاری از آداب و رسوم رایج در دربار هخامنشی اند. در نقش برجسته های تخت جمشید صحنه هایی از مراسم و مناسك رایج در پایتخت شاهان هخامنشی وجود دارد كه عموما پیكره پادشاه، كانون اصلی هر صحنه است. در این كنده كاری ها دسته های آورندگان هدایا، صحنه بار عام پادشاه و دیگر نقوش برجسته مربوط به آرامگاه به نمایش گذارده شده است.

بشقاب طلایی هخامنشی سده 5 و4 پ م - موزه رضا عباسی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *